الملا فتح الله الكاشاني

50

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

نميشنوند و حفص لا يسمعون بتشديد سين و ميم ميخواند كه از تسمع مشتق باشد بمعنى طلب سمع يعنى طاقة ندارند كه بشنوند و گوش فرا دارند إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى بسوى سخن گروه بلندتر يعنى اشراف ملايكه كه مطلع‌اند بر بعضى از اسرار لوح محفوظ و با يكدگر ميگويند وَ يُقْذَفُونَ و انداخته ميشوند يعنى فرشتگان بر ايشان ميافكنند ستاره‌هاى سوراخ كننده را مِنْ كُلِّ جانِبٍ از هر طرفى از اطراف آسمان كه به قصد استماع صعود ميكنند . دُحُوراً جهت راندن و دور كردن ايشان را از آسمان وَ لَهُمْ و مر ديوان راست در آخرت عَذابٌ واصِبٌ عذابى ثابت و دايم كه هرگز منقطع نشود و آن شياطين طاقت استماع كلام ملائكه ندارند . إِلَّا مَنْ خَطِفَ مگر كسى كه از ايشان در ربايد كلام ملائكه را الْخَطْفَةَ يك ربودن يعنى بدزدد يك سخن را از ايشان فَأَتْبَعَهُ پس از پى درآيد او را شِهابٌ ثاقِبٌ آتش درخشنده و سوزنده يا ستارهء روشن كه نور او بر او ريزان شود و او را بسوزد آورده‌اند كه ركانة بن زيد و ابو اسدين كه منكر بعث و حشر بودند و هميشه دعوى دلاورى و تن‌آورى و قوة و توانائى ميكردند و در ميان قريش لاف اينمعنى ميزدند و به آن مفاخرت ميكردند حق تعالى اين آيه فرستاد . فَاسْتَفْتِهِمْ پس بپرس از مشركان مكه أَ هُمْ أَشَدُّ آيا ايشان سخت‌ترند خَلْقاً از روى آفرينش أَمْ مَنْ خَلَقْنا يا آنكه آفريده بوديم قبل از ايشان از قرون سالفه يعنى امم سابقه را كه در قوت بمراتب از ايشان در بيش بودند هلاك كرديم و معذب ساختيم پس ايشان چگونه صلابت آن داشته باشند كه از خود دفع عذاب كنند إِنَّا خَلَقْناهُمْ بدرستى كه ما ا كه ما آفريده‌ايم همهء ايشان را مِنْ طِينٍ لازِبٍ از گل چسبنده كه در نهايت سستى و پستى است يعنى اصل همه از گل است چه آدم كه پدر ايشانست از اين جنس آفريده شده پس اولاد و ذرية او در اين حكم داخل خواهند بود و هرگاه كه همه از گل ضعيف حاصل شده باشند پس پيش قدرت ما يكسان باشند و هيچكدام را قوة آن نباشد كه از خود دفع عذاب كند و در معالم التنزيل آورده كه گمان پيغمبر چنان بود كه هر كه قرآن بشنود بدان بگرود و چون مشركان بعد از استماع آن زبان باستهزا گشودند و تمسخر آغاز كردند آنحضرت از اين حال متعجب شده آيه آمده كه . بَلْ نه چنانست كه ايشان مطيع قرآن شوند عَجِبْتَ شگفت داشتى تو از ناگرويدن ايشان به قرآن وَ يَسْخَرُونَ و حال آنكه ايشان سخريه ميكنند يا تعجب كردى كه با وجود دلايل قدرت الهى